صدها توزیع لینوکس وجود دارد و بیشتر آنها واقعاً خوب هستند؛ البته به شرطی که توسط افرادی استفاده شوند که برای آنها طراحی شدهاند. هدف اصلی یک توزیع لینوکس این است که هسته لینوکس را همراه با یک محیط دسکتاپ، مدیر بسته و تنظیمات پیشفرض مشخص، برای نوع خاصی از کاربر یا یک شیوه کاری خاص ارائه کند.
به عنوان مثال، برخی توزیعها برای کاربران تازهوارد لینوکس طراحی شدهاند، در حالی که برخی دیگر کاربران حرفهای، گیمرها یا توسعهدهندگان را هدف قرار میدهند. به همین ترتیب، بعضی توزیعها روی لپتاپ تجربه بهتری نسبت به سایر گزینهها ارائه میکنند. در ادامه، پنج توزیع لینوکس مورد علاقه من را معرفی میکنم که برای استفاده روی لپتاپ بسیار مناسب هستند.
این فهرست رتبهبندیشده نیست. فکر نمیکنم هیچکدام از این توزیعها لزوماً بهتر از دیگری باشند. هرکدام برای گروه متفاوتی از کاربران طراحی شدهاند و انتخاب مناسب به نیازهای شما و پیکربندی لپتاپتان بستگی دارد. با ما باشید تا ببینیم افرادی که تجربهی چند ساله در استفاده از لینوکس دارند، کدام توزیعات لینوکس را توصیه میکنند.
Fedora
توزیع «همهکاره» برای تقریباً همه کاربران
توزیع Fedora اخیراً توجه زیادی را به خود جلب کرده است و به نظر من بهتدریج در حال تبدیلشدن به یک توزیع دسکتاپ لینوکس «همهکاره» است. از نسخههای تغییرناپذیر Atomic گرفته تا نسخه معمول Workstation و انواع Spinها، تقریباً برای هر کاربری یک نسخه مناسب وجود دارد و همهچیز نیز بهخوبی کار میکند. بستههای نرمافزاری بسیار بهروزی دریافت میکنید، بدون اینکه سیستم بیش از حد ناپایدار به نظر برسد و به لطف SELinux نیز امنیت سیستم به صورت پیشفرض در سطح بالایی قرار دارد. Fedora ابزارهای توسعهدهندگی زیادی در اختیار شما میگذارد، اما در عین حال برای کاربران تازهوارد لینوکس نیز قابل دسترس است.
Fedora از تمام محیطهای دسکتاپ اصلی نیز پشتیبانی میکند. GNOME محیط دسکتاپ اصلی این توزیع است، اما میتوانید از KDE Plasma و Cinnamon و Xfce و i3 و بسیاری دیگر از محیطهای دسکتاپ و مدیرهای پنجره محبوب نیز استفاده کنید.
با این حال، اگر قصد نصب Fedora روی لپتاپ را دارید، توصیه میکنم همان نسخه اصلی Workstation را انتخاب کنید. این نسخه با محیط دسکتاپ GNOME عرضه میشود که از نظر من بهترین محیط دسکتاپ برای لپتاپها است. رابط کاربری آن کاملاً بر اساس دسکتاپهای مجازی یا Workspaceها طراحی شده است و کاربر تشویق میشود یک برنامه یا نهایتاً دو برنامه را در Workspace فعلی نگه دارد. سایر برنامهها در Workspaceهای جداگانه قرار میگیرند و میتوانید با کشیدن سه انگشت روی ترکپد بین آنها جابهجا شوید.
این شیوه کار روی دسکتاپی با یک نمایشگر بزرگ ممکن است محدودکننده به نظر برسد؛ جایی که احتمالاً ترجیح میدهید چهار پنجره را کنار یکدیگر قرار دهید. اما روی لپتاپ، این روش کاملاً طبیعی احساس میشود. احتمالاً روی یک نمایشگر ۱۴ اینچی هم قرار نیست چیدمان پیچیدهای با چندین پنجره داشته باشید، بنابراین سازماندهی برنامهها در دسکتاپهای مجازی انتخاب منطقیتری است و GNOME این تجربه را بسیار ساده و روان میکند.
Ubuntu
محبوبترین توزیع لینوکس، بیدلیل محبوب نشده است
Ubuntu را نیز درست در کنار Fedora قرار میدهم و دلیل مشابهی برای این انتخاب دارم؛ این توزیع نیز با GNOME عرضه میشود و یکی از بهترین توزیعهای مبتنی بر GNOME محسوب میشود. البته Ubuntu در مقایسه با Fedora مجموعهای از نقاط قوت و ضعف متفاوت دارد و بسته به نوع کاربر، همین تفاوتها میتوانند Ubuntu را به انتخابی بهتر یا بدتر تبدیل کنند.
مهمترین تفاوت، سازگاری سختافزاری است. Fedora به صورت پیشفرض فاقد Firmware یا درایورهای اختصاصی است، اما بسیاری از سازندگان لپتاپ از تراشههای وایفای و Bluetooth استفاده میکنند که برای عملکرد صحیح به چنین مواردی نیاز دارند. بنابراین ممکن است نصبکننده Fedora را اجرا کنید و متوجه شوید که وایفای لپتاپ اصلاً کار نمیکند. البته این مشکل پایان دنیا نیست؛ میتوانید درایورهای مورد نیاز را از مخازن شخص ثالثی مانند RPM Fusion دریافت کنید یا بستههای درایور را با یک سیستم دیگر دانلود کرده و از طریق USB روی لپتاپ منتقل کنید، اما در هر صورت یک مرحله اضافی به فرایند نصب اضافه میشود. در مقابل، Ubuntu تقریباً تمام درایورهای اختصاصی مورد نیاز را در اختیار شما قرار میدهد و اگر نمیخواهید با مشکلات مربوط به سازگاری سختافزار درگیر شوید، انتخاب بهتری است.
با این حال، Ubuntu در زمینه شلوغی و نرمافزارهای اضافی کمی عقب میماند. در اینجا یک تجربه کاملاً خالص از GNOME دریافت نمیکنید؛ Canonical افزونههای اختصاصی خود را روی آن قرار داده است. هرچند میتوانید این افزونهها را غیرفعال کنید، اما به صورت پیشفرض فعال هستند. سپس به بحث همیشگی برنامههای Snap میرسیم که بیش از حد مزاحم هستند و معمولاً نسبت به نسخه معادل موجود در مخزن نرمافزاری یا Flatpak که در Fedora بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد، حجم بیشتری دارند و دیرتر اجرا میشوند. میتوانید Snap را غیرفعال کرده و Flatpak را تنظیم کنید و افراد زیادی نیز همین کار را انجام میدهند، اما باز هم این کار نیازمند پیکربندی اضافی است؛ کاری که Fedora از شما نمیخواهد.
در نهایت، انتخاب به این بستگی دارد که ترجیح میدهید با کدام دسته از دردسرها کنار بیایید: پیدا کردن درایور در Fedora یا حذف نرمافزارهای اضافی در Ubuntu.
Linux Mint
توزیعی که از شما نمیخواهد چیز جدیدی یاد بگیرید
Linux Mint بر پایه Ubuntu ساخته شده است، بنابراین سازگاری سختافزاری بسیار خوب Ubuntu را به ارث میبرد، اما بسیاری از بخشهایی را که کاربران از آنها انتقاد دارند حذف میکند. خبری از Snap نیست، نرمافزارهای اضافی بسیار کمتری وجود دارد و GNOME نیز در کار نیست. در عوض، محیط دسکتاپ Cinnamon را دریافت میکنید.
Cinnamon از چیدمانی شبیه Windows 7 استفاده میکند و این موضوع اهمیت بیشتری از چیزی دارد که ممکن است در ابتدا تصور کنید. یکی از بزرگترین انتقادها به GNOME این است که شیوه کار با آن بیش از حد متفاوت و غیرمعمول به نظر میرسد. هرچند من معتقدم گردشکار منحصربهفرد GNOME روی لپتاپ مزایای واقعی دارد، اما احتمالاً این محیط یکی از ناآشناترین چیدمانهای دسکتاپی است که با آن مواجه خواهید شد. بنابراین اگر نمیخواهید برای یادگیری یک شیوه کار جدید وقت بگذارید و ترجیح میدهید محیطی داشته باشید که از همان ابتدا برایتان آشنا باشد، Cinnamon انتخاب بسیار خوبی است.
چیزی که در Cinnamon دوست دارم این است که همراه با افزایش مهارت کاربر، قابلیتهای بیشتری نیز در اختیار او قرار میدهد. در حالت پیشفرض، استفاده از آن برای کاربران تازهکار بسیار ساده است. هر چیزی که انتظار دارید در همان جایی قرار دارد که باید باشد، رابط کاربری تمیز است و هیچ بخش آن بیش از حد پیچیده به نظر نمیرسد. اما وقتی با محیط راحتتر شدید و شروع به بررسی امکانات آن کنید، متوجه میشوید که عمق و قابلیتهای بسیار بیشتری در اختیار شما قرار دارد.
میتوانید افزونههایی نصب کنید که ظاهر و عملکرد دسکتاپ را کاملاً تغییر میدهند، Desklet و Applet اضافه کنید و پنلها را تا جایی جابهجا کنید که چیدمان شبیه Windows، ظاهر و رفتاری نزدیکتر به مکاواس پیدا کند. Cinnamon همچنین از ژستهای لمسی اختصاصی ترکپد پشتیبانی میکند، بنابراین کار با ترکپد روان و سریع خواهد بود.
Kubuntu
دسکتاپی که هیچ چیزی را پنهان نمیکند
Kubuntu را میتوان نسخه Linux Mint برای کاربران حرفهای دانست. همان پایه Ubuntu را دریافت میکنید، اما به جای Cinnamon، محیط دسکتاپ KDE Plasma در اختیار شما قرار میگیرد. Plasma نیز مانند Cinnamon به صورت پیشفرض از چیدمانی مشابه Windows استفاده میکند، اما بیشتر شبیه نسخهای مدرن و تکاملیافته از Windows 7 است.
یک پنل شناور، گوشههای گرد، پنجرههای شفاف، پوستهبندی خودکار و تمام ظرافتهایی که از یک دسکتاپ مدرن انتظار دارید در اختیار شما قرار میگیرد. با این حال، بزرگترین تفاوت این است که Cinnamon بسیاری از قابلیتهای مخصوص کاربران حرفهای را پنهان میکند، اما Plasma آنها را کاملاً در معرض دید قرار میدهد. تقریباً روی هر چیزی راستکلیک کنید، منوی زمینهای مملو از تنظیمات و گزینههای مختلف خواهید دید. در مورد تنظیمات نیز همین وضعیت وجود دارد؛ برنامه Settings را باز کنید و با آنقدر گزینه پیکربندی مواجه میشوید که ممکن است بعضی کاربران صرفاً به دلیل حجم زیاد تنظیمات، آن را ببندند!
Plasma تقریباً کنترل کاملی روی دسکتاپ به شما میدهد. میتوانید تقریباً هر بخش از رابط کاربری را شخصیسازی کنید، Widget به دسکتاپ یا پنل اضافه کنید و از میان مجموعه بزرگی از Widgetهای رسمی و ساختهشده توسط جامعه کاربران انتخاب کنید. انعطافپذیری و قدرت Plasma در سطحی است که تعداد کمی از محیطهای دسکتاپ دیگر میتوانند با آن رقابت کنند و به همین دلیل بسیاری از کاربران لینوکس آن را قدرتمندترین محیط دسکتاپ موجود میدانند. پشتیبانی از ژستهای ترکپد نیز بسیار خوب است، بنابراین برای بهرهمندی از این انعطافپذیری نیازی نیست تجربه کار با لپتاپ را قربانی کنید.
اگر کاربر حرفهای Windows بودهاید و میخواهید در لینوکس نیز کنترل عمیقی روی سیستم داشته باشید، Kubuntu این امکان را روی یک پایه پایدار و قابل اعتماد در اختیارتان قرار میدهد.
CachyOS
یک توزیع قدرتمند برای کاربران حرفهای
در نهایت به CachyOS میرسیم؛ توزیعی که طی دو سال گذشته در صدر DistroWatch قرار داشته است. CachyOS نیز مانند Kubuntu از KDE Plasma بهره میبرد، بنابراین در بخش دسکتاپ همان جذابیت برای کاربران حرفهای را دریافت میکنید. اما به جای پایه محافظهکارانه و مناسب کاربران تازهکار Ubuntu، این توزیع بر پایه Arch Linux ساخته شده است.
بزرگترین مزیت استفاده از یک توزیع مبتنی بر Arch، مدل انتشار غلتان یا Rolling Release است. بستههای نرمافزاری جدید را تقریباً بلافاصله پس از آمادهشدن دریافت میکنید. همچنین به AUR یا Arch User Repository دسترسی دارید که تقریباً ۱۰۰ هزار بسته را در خود جای داده و یکی از بزرگترین مخازن نرمافزاری در دنیای لینوکس محسوب میشود. همین موضوع جذابیت زیادی برای کاربران حرفهای ایجاد میکند؛ نه فقط به دلیل قابلیتهایی که محیط دسکتاپ ارائه میدهد، بلکه به خاطر نرمافزارهایی که میتوانید نصب کنید و سرعت دسترسی به نسخههای جدید آنها.
البته استفاده از نرمافزارهایی که تا این حد بهروز هستند معمولاً با کاهش احتمالی پایداری همراه است، اما CachyOS با استفاده از فایلسیستم Btrfs و Snapper این مشکل را تا حد زیادی مدیریت میکند. هر بار که بهروزرسانیهای سیستمی را نصب میکنید، یک Snapshot از سیستم ایجاد میشود. اگر پس از آن چیزی خراب شود، میتوانید به سادگی به Snapshot قبلی برگردید و عملاً بهروزرسانی مشکلساز را لغو کنید.
با این حال، دلیل اصلی انتخاب CachyOS برای بسیاری از کاربران، هسته اختصاصی CachyOS است. این هسته به صورت ویژه برای سختافزارهای مدرن بهینه شده است، بنابراین اگر از یک لپتاپ نسبتاً جدید استفاده میکنید، میتواند در مقایسه با هسته استاندارد لینوکس عملکرد بیشتری از سختافزار دریافت کند. به همین دلیل، این توزیع را برای لپتاپهای گیمینگ و حتی هر لپتاپ قدرتمندی که میخواهید سیستمعامل از تمام توان سختافزاری آن بهره ببرد، توصیه میکنم.
این هم پنج گزینه از میان دهها توزیع موجود
اینها پنج توزیع لینوکس برتر من برای لپتاپها هستند. البته تقریباً هر توزیع لینوکسی را میتوانید روی لپتاپ نصب کنید و سیستم نیز اجرا خواهد شد. اما لپتاپها محدودیتهایی دارند که در کامپیوترهای دسکتاپ وجود ندارد. سختافزار آنها ثابت است، با نمایشگر کوچکتری کار میکنید و به جای موس از ترکپد استفاده میکنید. این پنج توزیع این محدودیتها را بهتر از بسیاری از گزینههای دیگر مدیریت میکنند و به همین دلیل آنها را برای کاربران لپتاپ توصیه میکنم.
سادهگو









